سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

335

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

شرح و تفسير اصول و حقّانيت وجود نداشت . مبادى اوليه مفهوم و وظيفهء امام تا آن زمان را على ( ع ) ، در سخنرانىهايش ، حسن ( ع ) در نامه‌هايش به معاويه و حسين ( ع ) در مكاتباتش با شيعيان كوفه و بصره معرفى كرده بودند و در فصول گذشته به بحث پيرامون آنها پرداختيم . پس از شهادت حسين ( ع ) مفهوم حقّانيّت امام در خاندان پيامبر از نسل حسين ( ع ) مطرح و وظيفهء امامت به هدايت روحانى و مذهبى جامعه محدود شد و اين امر به وسيله امام زين العابدين ( ع ) و امام محمد باقر ( ع ) تبيين گرديد . اكنون ، پس از خروج مخالفين از صحنه ، امام جعفر صادق ( ع ) از موقعيّت استراتژيكى ممتازى برخوردار شد و وظيفه او بود تا آئين امامت را شرح دهد و آن را به گونه‌اى مشخص و روشن بيان دارد . در اين تلاش امام صادق ( ع ) بيشترين تأكيد خود را بر روى دو اصل اساسى نهاد . اصل اول نص است و بدان معنى است كه امامت موهبتى است الهى كه به شخص برگزيده‌اى از خاندان پيامبر ارزانى مىشود و امام ، قبل از رحلتش و با هدايت خداوندى ، امامت خود را با معرفى و تعيين صريح و روشن ( نص ) به امام بعدى منتقل مىكند . بنابراين ، بر اساس اصل نص ، امامت ، در تمام شرايط سياسى به فرد معينى از اعقاب فاطمه ( ع ) و على ( ع ) محدود مىشود ، اعمّ از اينكه اين فرد دعوى قدرت سياسى و حكومت را داشته باشد و يا نداشته باشد . انتقال امامت از طريق نص ، به طور طبيعى ، بدون در نظر گرفتن اين حقيقت كه پيامبر ( ص ) ، على ( ع ) را به مقام امامت تعيين كرد ، ناقص و بىمعنى است . نصّى كه بدين گونه بوسيله پيامبر ابداع شد ، از على ( ع ) به حسن ( ع ) و از حسن ( ع ) به حسين ( ع ) تفويض شد و سپس به ترتيب در نسل پياپى حسين ( ع ) ادامه يافت تا به امام جعفر صادق ( ع ) رسيد . اين فرضيه ، كه اكنون مورد بررسى قرار مىگيرد ، امامت امام جعفر صادق ( ع ) را از مدعيان ديگرى كه ادعاى احراز مقام امامت را از امام قبل از خود نداشتند ، متمايز مىكند . زيد ، آشكارا منكر تعيين و نص صريحى بود كه بر اساس آن على ( ع ) به